خرید بک لینک
باغ تنهایی تواگرمیدانستی چه زخمی دارد خنجر از دست رفیقان خوردن ازمن خسته نمیپرسیدی که چرا تنهایی nd,hki.. یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفتدیوانه ای به دام جنونم کشید و رفتپس کوچه های قلب مرا جستجو نکرداما مرا به عمق درونم کشید ورفتیک آسمان ستاره ی آتش گرفته رابر التهاب سرد قرونم کشید ورفتمن در سکوت و بغض و شکایت ر سرنوشتخطی به روی بخت نگونم کشید ورفتتا از خیال گنگ رهایی رها شومبانگی به گوش خواب سکونم کشید ورفت

برچسب: نویسنده: نگین مرادی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 20:02

صفحه بندی